الشيخ البهائي العاملي
260
جامع عباسى ( با حواشي هشت فقيه واليمقام ) ( طبع جديد ) ( فارسى )
مگر آنكه زكاتدهنده سيّد باشد چه زكات سيّد برسادات رواست . سوم : جماعتىاند كه حاكم شرع ايشان را بهواسطهء اخذ زكات از مردم و ضبط محاسبه و قسمت آن تعيين نموده باشد ، و شرط نيست كه اين جماعت فقرا و مساكين باشند ، پس هرچند مالدار باشند آنچه حاكم شرع به حقّالسعى ايشان تعيين نمايد مىتوانند گرفت . چهارم : جماعت كافر كه در جهاد مدد اهل اسلام مىكنند [ 1 ] . پنجم : هربندهاى كه در خدمت آقاى خود مشقّت و آزار كشد پس او را از زكات مىتوان خريد و آزاد كردن ، و همچنين بندهاى كه شرط كرده باشد كه مبلغى به آقا دهد و بعد از آن آزاد باشد ، هر گاه عاجز باشد از تحصيل كلّ آن مبلغ يا بعض آن پس آنمبلغ را يا تتمّهء آن را از زكات به آقاى او مىتوان داد تا آزاد شود . ششم : جماعتى كه قرض بسيار برآورده باشند و از دادن آن عاجز باشند ، بهشرط آنكه آن قرض را در معصيت صرف نكرده باشند . هفتم : سبيل اللَّه ، مثل پُل ساختن و مسجد عمارت كردن و مدرسه جهت طالبان علم ساختن كه به علمى مشغول باشند كه در آخرت نفعى از آن به ايشان رسد . هشتم : ابن سبيل ، يعنى شخصى را كه در شهر خود مالدار و غنى باشد امّا به غربت افتاده و پريشان شده باشد به او زكات مىتوان داد ، به شرط آنكه سفر او سفر معصيت نباشد و شخصى نيابد كه از او قرض بگيرد يا چيزى از اموال كه در شهر خود دارد بفروشد . فصل ششم در بيان زكات فطره بدانكه هرشخصى كه عاقل و بالغ باشد و قادر بر قُوت يك سالهء خود و عيال خود باشد ، خواه خود و عيالان او روزهء ماه رمضان گرفته باشند و خواه نگرفته باشند براو
--> [ 1 ] اين در زمان حضور امام است و در زمان غيبت مشكل است . ( خراسانى ، مازندرانى )